امروز عزمم رو جزم کردم تا در باره فیلم مستند جدیدی که در حال تهیه اش هستیم " زمزمه سکوت "که در پستهای قبلی با استفاده از عکسها اشاره ای به این فیلم کردم مطلب بنویسم . ولی بهتر دیدم قبل از هر چیز باز تشکری داشته باشم از دوست عزیزی که با حمایتهای معنوی بارها به من و خیلی از دوستان برای شکل گیری یک کار فرهنگی در منطقه جرگلان کمکهای بی دریغی کرده .

گویا هر کس در منطقه جرگلان بجنورد بخواهد کاری فرهنگی انجام دهد سر نخ و انتهای نخ و گره های بیشمار این کلاف به دست توانای دکتر غیادی حل خواهد شد . مردی که سالهاست خود و خانواده خود را وقف این منطقه محروم از خاک میهنمان کرده و با طبابت ( پزشک دهکده ) خدماتی بسیار برای ترکمنهای جرگلان انجام داده . خدمات این مرد بزرگ تنها در حوزه طبابت محدود نیست ایشان با جدیت و پشتکاری بی نظیر با پشت سر گذاشتن خیلی از مشکلات توانست به کمک چند تن دیگر علاوه بر شناساندن فرهنگ اصیل ترکمنان این منطقه خدماتی گرانبها در حوزه پرورش اسب اصیل ترکمن انجام دهد که این خود حدیث مفصلی دارد که انشا... در اولین فرصت و با جمع اوری اطلاعات و عکس در باره این جریان مطلبی خواهم گذاشت .

این بار نیز گروه سازنده مستند مذکور بدون حضور دکتر غیادی در منطقه جرگلان از لطف و بزرگواری ایشان بهره مند شد که من در این جا از ایشان و برادر زاده های بزرگوارشان آقا کمال و غفار عزیز کمال تشکر را دارم و امیدوارم بتوانم روزی لطف این عزیزان را جبران کنم .
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/04/13ساعت
9 PM  توسط مهران رحمانی
|
دیشب به اتفاق خانواده میهمان گروه تئاتر میلاد خانه فرهنگ شهرداری بجنورد با اجراو اختتامیه نمایش " سلطان و سیاه "نوشته استاد بزرگوارعلی نصیریان و به کارگردانی دوست و برادر عزیزم جمشید خان داور پناه بودیم .

بعد از مدتی دوری از صحنه های نمایش و در این برهوت هنری که در شهرمان فراگیر شده دیدن یک نمایش سنتی آن هم از نوع " تخته حوضی مدرن .. ! " و یا همان سیاه بازی آدابته شده ! بسیار مایه شادمانی برای من و خانواده ام بود . نمایش سلطان و سیاه را در تالار سنگلج تهران به کارگردانی استاد نصیریان و بازیگری دوست عزیزم مجید فروغی در نقش سلطان و هنرنمائی چشمگیر مجید افشار در نقش سیاه چند سال پیش دیده بودم و بقدری این نمایش در من اثر گذار بود که فیلم آن نمایش را نیز از مرکز هنرهای نمایشی در تهران تهیه کردم و بارها در منزل به اتفاق دوستان و آشنایان دیده و از ان لذت برده ام .

اجرای نسبتا خوب و منسجم گروه تئاتر میلاد بجنورد و بازی روان هنرمندان پیش کسوت و خاک خورده شهرمان مخصوصا بازی راحت و مناسب و متفاوت دوستان عزیزم بهزاد عزیزی در نقش " زن پوش " و حسن فدائی در نقش " مرشد " و همینطور بازیهای روان علی فرحی در نقش " سلطان" بهمن توکل وهمچنین جمشید داور پناه نشان از عزم و اراده و همچنین شناخت این عزیزان در ارتباط با نقشهای محوله می داد که غیر از این نیز نمی توان از پیشکسوتان هنرهای نمایشی استان انتظار داشت . نکته دیگر که قابل به عرض است در کم کاری جوانان و دیگر گرو های نمایشی شهر این حرکت گروه نمایشی میلاد بجنورد یک نکته را بار دیگر به اثبات می رساند که دود از کنده بلند می شود ولا غیر مگر این که عملی عکس آن را ثابت کند که فعلا اثبات کننده ای را نمی شناسیم.

من در این مطلب قصد نقد وبررسی و یا مقایسه اجرای خوب گروه تئاتر میلاد بجنورد را با اصل کار ندارم .که با تمام ضعفها و کاستیهای فنی و تکنیکی که در این نمایش رو برو بودیم تلاش هنرمند گرامی شهرمان اقای داور پناه و گروه خوب و پیشکسوت تئاتر میلاد خود جای تشکر و قدر دانی بسیار دارد از طرف جامعه به رخوت رفته هنری بجنورد .
استاد علی نصیریان در این نمایش با تلفیق چند گونه نمایشی سنتی ایرانی ( پرده خوانی - نقالی - سیاه بازی - لال بازی و... ) اثری به یاد ماندنی را برای ما به یادگار گذاشته اند که بسیار به جا و درست در قالب یک نمایش قاب صحنه ای و کلاسیک جان گرفته است و این نشان از سالها تحقیق - بررسی - اجرا و شناخت کافی استاد از گونه های نمایشی تخته حوضی و سنتی ما در ایران بزرگ را دارد که این شناخت را می توان در آثار قبلی استاد نیز مشاهده نمود مثل : بنگاه تئاترال - سیاه و..

با در نظر گرفتن تاریخچه این گونه آثار در طول تاریخ ( مخصوصا نمایشهای سیاه بازی ) که همیشه در شرایط مختلف اجتماعی - اقتصادی و سیاسی جامعه نقشی اساسی و اثر گذاری را در نشان دادن معضلات و کم و کاستی های جامعه با زبان تند وگاهی هم نیش دار طنز و فکاهی به افکار عمومی منتقل می کرد استاد نصیریان نیز با استفاده از همین زبان در شرایط کنونی و با بهره گرفتن از چند گونه نمایشی سنتی ایرانی مشکلات و معضلات بسیاری را در این متن بیان کرده که شاخص ترینش ودر حقیقت محوراین انتقادات حدیث نفس خود ایشان و همچنین دردو دل و مشکلات هنرمندان تئاتر و نمایش کشور است که در این نمایش به زیبائی هر چه تمام تر و با زبانی شیوا و شیرین و در لحظاتی نیز بسیار تلخ و تند به آن پرداخت شده .
.در این میان مطلبی را که می خواهم به عرض برسانم انتخاب این متن نمایشی از طرف آقای داور پناه بود که بسیار زیرکانه و به جا در شرایط کنونی استان حرف دل بچه های نمایش بجنورد را در قالب یک اثر نمایشی بیان می کرد که امیدوارم پیام این نمایش به کسانی که باید رسیده باشد.
کیفیت نا مناسب عکسها را ببخشید که اینبار نیز این عکسها با موبایل ودر شرایط نامناسب نوری گرفته شده . البته زحمت گرفتن عکسها بر دوش دوست و برادر بزرگوارم مرشد ابوالفضل مجیدی بود که به زودی در باره این بزرگوار نیز مطلبی خواهم نوشت .
و در انتها نیز خسته نباشیدی جانانه و دست مریزادی تقدیم به تمامی بر و بچه های خوب گروه تئاتر میلاد بجنورد.
+ نوشته شده در جمعه
1385/10/29ساعت
4 PM  توسط مهران رحمانی
|
از بهروز ثابت قدم چه بگویم وچه بنویسم؟
دوستی که مثل یک رویا به سرزمین هنر بجنورد آمد و همچون خواب پر کشید ورفت . کسیکه در طول اقامتش در بجنورد به جز خوبی و نیکی هیچ یاد و خاطره ای را از خود بر جای نگذاشت .
رفتنش را هنوز باور نداریم .
سبزواری بود ودر بجنورد دانشجو ، ولی در طی همین مدت کوتاه عمر هر چه توانست برای هنر این شهر بی منت انجام داد .
بدون اغراق میگویم که تقریبا در تمامی مراسم هنری شهر بجنورد یکی از فعالان در گروه های اجرائی بود ، از طراحی صحنه ونور گرفته تا تبلیغات و...
در نمایش هم که رشته تخصصی اش بود وعاشقانه ادامه اش میداد ، هر کاری که از دستش بر می آمد ، برای تمامی گروهای فعال شهر مضایغه نمی کرد .
در تمامی فیلمهایی که در بجنورد ساختم کمک حالم بود و جدا اگر نبود قادر به انجام آن همه کار به تنهایی نبودم و شاید تنها کسی بود که میتوانستم به راحتی کار ها را به او بسپارم .
در اوخر عمر کوتاهش به اتفاق چند تن از دوستان جوان تئاتری تصمیم گرفتیم تا نمایش زاغ ، گرگ ، شغال را برای اجرا آماده کنیم، بهروز نقش شغال را گرفت و با این که درد ناشی از سرطان در چهره اش نمایان بود و در بعضی اوقات تمام توانش را می گرفت ، با تمام وجود مثل گذشته برای نقش مایه می گذاشت ، ولی آن مرض لعنتی دیگر رمقی برایش باقی نگذاشته بود و متاسفانه گروه را ترک کرد و به زاد گاهش بازگشت . وقت عزیمتش به سبزوار جمله ای را گفت که هیچگاه فراموش نمی کنم. گفت: مهران برای نقش خیلی زحمت کشیدم یک ماه به من فرصت بده وقتی برگشتم کار را باهم تموم میکنیم . واو رفت و دیگر باز نگشت .
وقصه ناتمام نمایش ما هم همچنان ناتمام ماند ، بارها خواستم کار را با یاد ونام او اجرا کنم ولی همان یک جمله هنوز مرا منتظر گذاشته .
نمیدانم، شاید روزی یکی از بچه های بجنورد این کار را به یاد بهروز عزیز به اجرا برساند که مطمانم خود بهروز هم به کمکش خواهد آمد ، ولی چیزی که مسلم است من نمی توانم .
یادش گرامی و نامش در دفتر خاطراتمان همیشه سبز .
+ نوشته شده در شنبه
1385/03/13ساعت
11 PM  توسط مهران رحمانی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/03/11ساعت
1 PM  توسط مهران رحمانی
|
مدتها بود می خواستم در باره چند یار سفر کرده هنر نمایش بجنورد مطلبی بنویسم ولی نمی دانستم کی و کجا ، تا این که همایش روز جهانی تئاتر در بجنورد و جای خالی این دوستان در مراسم ، دوباره مرا به یاد این عزیزان انداخت ، وبا این بهانه مصمم شدم تا این بار با گذاشتن عکس و مطلبی یاد این عزیزان را زنده کنم .

می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم .
خیالگونه ،
در نسیمی کوتاه
که به تردید می گذرد
خواب اقاقیاها را
بمیرم.
*
می خواهم نفس سنگین اطلسی ها را پرواز گیرم .
در باغچه های تابستان ،
خیس و گرم
به نخستین ساعات عصر
نفس اطلسی ها را
پرواز گیرم .
*
حتی اگر
زنبق کبود کارد
بر سینه ام
گل دهد-
می خواهم خواب اقاقیا ها را بمیرم
در آخرین فرصت گل ،
و عبور سنگین اطلسی ها باشم
بر تالار ارسی
در ساعت هفت عصر .
( ا. شاملو )
یاد و خاطره مرضیه ضیغمی دختر همیشه خندان و پر شور و نشاط صحنه های هنری و بانوی تئاتر بجنورد مریم ساجدی بانوی مهربان و پر توان صحنه های نمایش همیشه سبز و گرامی باد .
درباره برادر مهربانم بهروز ثابت قدم عزیز مطلبی جدا خواهم گذاشت .
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/03/10ساعت
11 PM  توسط مهران رحمانی
|

به مناسبت روز جهانی تئاتر بی مناسبت ندیدم کتابهایی را که دوست هنرمندم حسن عابدی چند ماهی است به انتشار رسانده را خدمت شما معرفی کنم .
حسن عابدی دبیر هنر شهرستان بجنورد / کارشناس هنرهای نمایشی / مدرس / بازیگر وکارگردان تئاتر چهار عنوان کتاب را به تازگی منتشر کرده با نامهای :
۱ - کارگاه تئاتر - آموخته های بازیگری و کاربرد آن در کارگاه تجربی
۲- تئاتر در مدرسه ۱ - مجموعه نمایشهای مقطع ابتدایی
۳- تئاتر در مدرسه ۲ - مجموعه نمایشهای مقطع راهنمایی
۴- نجواهای یک دیوانه - مجموعه شعر
اگر مایل به خواندن این کتابها باشید میتوانید از کتاب فروشی های شهر و یا تماس با شرکت باران فیلم کتابها را تهیه نمایید.
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/03/07ساعت
2 PM  توسط مهران رحمانی
|
دوستانی که با زندگی و آثار استاد حمید سمندریان آشنایی چندانی ندارند میتوانند با مراجعه به سایت سوره مهر مطلبی را از جناب آقای نصرا.. قادری تحت عنوان حمید سمندریان در یک نگاه را مطالعه نمایند.
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/03/07ساعت
1 PM  توسط مهران رحمانی
|

جمعه هفته گذشته پنجم خردادماه در بجنورد بزرگداشت روز جهانی تئاتر تقریبا با دو ماه تاخیر وبا حضور اهالی نمایش شهرستانهای استان در محل تالار گلشن بجنورد بدون حضور مسئولین محترم و فرهنگ دوست ؟ استانمان در مظلومیت ولی بسیار با شکوه بر گزار شد.
نکته قابل به عرض در این مراسم حضور استاد بزرگ تئاتر ، پدر تئاتر مدرن ایران جناب آقای دکتر حمید سمندریان بود که با حضور خود و صحبتها و بحثهای کار شناسانه شان در طی 2 روز اقامت در شهرستان بجنورد گرمی خاصی به این مراسم بخشیدند .
دراین مراسم حسن عابدی با اجرایی مناسب حال وهوای هملیش متونی زیبا را برای حضار در فواصل همایش قرائت می نمود . جناب آقای سوقندی مدیر کل ارشاد خراسان شمالی نیزضمن خوشامد گوئی به حضار و مهمان ویژه جلسه مژده روزها وآتیه ای بهتر را برای تئاتر بجنورد و علاقه مندان هنرهای نمایشی استان دادند.
مجید حمزانلوئی دوست وبرادر عزیزم نیز بیانیه روز جهانی تئاتر را با اجرائی متفاوت و تئاتر گونه قرائت نمود . از دیگر برنامه های این همایش اجرای موسیقی مقامی توسط اساتید این رشته جناب آقایان استاد علی خان آبچوری و استاد حسین به بی بود. امین فرحی نیز مقاله ای را تحت عنوان آسیب شناسی تئاتر استان خراسان شمالی را بسیار قراء و محکم قراعت کرد که با تشویق حضار مواجه شد .
بنده نیز چند قطعه تصویری را تحت عناوین وله ( آرم همایش ) بولتن تصویری ( مصاحبه با مردم وپیشکسوتان تئاتر بجنورد ) و تصاویری از استاد سمندریان به اتفاق دوستان عزیزم آقایان حسن عابدی و سید مصطفی مرتضوی در شرکت باران فیلم آماده کرده بودم که در چند نوبت پخش شد.
و صد البته سخنرانی بسیار گرم و آموزنده استاد سمندریان نیزگل سر سبد مراسم بود که بسیار مورد توجه شرکت کنندگان قرار گرفت .
در پایان همایش نیز ضمن اهداء هدایای بسیار نا قابلی به استاد سمندریان ، هدایای تحت عنوان بسته های فرهنگی به انجمن های نمایش شهرستانهای استان اهدا شد .در این مراسم قرار بود جلسه پرسش وپاسخی نیزبا حضور استاد سمندریان برگزار شود که به علت طولانی شدن مراسم به روز بعد موکول شد .
مراسم با ضیافت شامی که از طرف انجمن نمایش و اداره کل فرهنگ وارشاد استان در تالار آسمان تدارک دیده شده بود پایان یافت در هر صورت جای یکایک شما دوستاران فرهنگ وهنر به خصوص هنر نمایش خالی بود . مراسمی بسیار باشکوه ، سنگین و منظمی را دوستانم در انجمن نمایش ترتیب داده بودند . حضور قریب به اتفاق تمامی اهالی تئاتر استان زیر یک سقف و نفس کشیدن برای تئاتر خود غنیمتی بود برای تجدید دیدار وبحث وتبادل نظر در این روز گرامی .فقط به نظر بنده جای چند قطعه موسیقی ؟ و یکی دو قطعه نمایشی در روزی که به اسم تئاتر نام گرفته بود در این مراسم بسیار خالی بود و عدم حضور متولیان ومسولین فرهنگی شهرستان واستان نیز بسیار جای گله و تاسف دارد .
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/03/07ساعت
1 PM  توسط مهران رحمانی
|

تارا
نمایش تارابه نویسندگی وکارگردانی علی عابدی نیز یکی از به یاد ماندنی ترین نمایشهایی بود که در بجنورد توسط گروه تاتر تجربی مهتاب تهیه وتولید شد.
بازیهای بسیار جذاب ودیدنی بازیگران، متن خوب وسنجیده، وکارگردانی دقیق و
اصولی باعث شد تا نمایش تارا تبدیل به یک اثر شاخص ، اثر گذار ، جذاب ودیدنی شود بطوری که گروه نمایش مهتاب با این نمایش توانست جوایز بسیاری را از جشنواره های استانی وکشوری برای خود وتاتر شهرستان به ارمغان بیاورد . جوایز ورتبه های اول کارگردانی ، نویسندگی ، طراحی صحنه ، موسیقی و بازیگری زن ومرد اکثر جشنواره ها در آن سالها توسط گروه سازنده نمایش تارا درو شد.
بازیهای بسیار دیدنی وخاطره انگیز امین فرحی وهنر نمایی درخشان بانوی تاتر بجنورد خواهر هنرمندم مرحومه مریم ساجدی( یادش گرامی ). هنوز که هنوزاست در خاطر اهالی هنر این شهرستان ودیگر هنرمندانی که در جشنواره های گوناگون این نمایش را نظاره گر بودند باقی مانده .وهنوز تکیه کلامها وگویشهای مخصوص آن نمایش بین برو بچه های تاتر رد وبدل میشود.
در آینده مطلبی را در ارتباط با این نمایش به قلم امین فرحی در وبلاگ قرار خواهم داد.
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/02/13ساعت
1 PM  توسط مهران رحمانی
|
نمایش حیدر کاری از علی عابدی

به جرعت میتوان ادعا کرد همنسلان من در شهرستان بجنورد با این کار با هنر نمایش بصورت اصولی و آکادمیک آشنا شدن . حیدر در چندین جشنواره استانی و کشوری مقامهای در خور و شایسته ای را از آن خود کرد ، این نمایش برای من و دوستان گروه تاتر مهتاب ( که با این نمایش اعلام موجودیت نمود) خاطرات بسیار شیرین وبیاد ماندنی رابه یادگار گذاشت .
در همینجا یاد میکنم از بانوی تاتر بجنورد مرحومه مریم ساجدی که اولین کار نمایشی ایشان با همین نمایش بود و همینطور دوستان دیگر گروه تاتر مهتاب که از گروه جدا شده و در دیگر شهرهای کشور عزیزمان ساکنند مخصوصا خواهر هنرمندم اعظم ثابت قدم که در نمایش حیدر خیلی خوش درخشید و ...
بزودی مطلبی را از دوست عزیزم علی عابدی در باره این نمایش در وبلاگ قرار خواهم داد.
نمایش شیون به کار گردانی علی عابدی

در این مجال اندک درباره نمایش شیون همین نکته بس که شیون اولین نمایش کاملا حرفه ای بود که توسط گروه تاتر مهتاب و بچه های نمایش بجنورد به مدت یک ماه در سالن تاتر شهر تهران بروی صحنه بود تا اعتباری باشد برای هنر نمایش شهر عزیزمان بجنورد . قابل بذکر است دوست عزیزم حسن عابدی با ایفای نقش بسیار هنرمندانه در این نمایش جزو 10 بازیگر برگزیده نمایش ایران در سال 1380 قرار گرفت .
در آینده مطلبی در باره این نمایش به قلم حسن عابدی در وبلاگ قرار خواهم داد.
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/01/22ساعت
1 PM  توسط مهران رحمانی
|