تبليغاتX
مهران

مهران

توجیه مکرر

با عرض معذرت از تمامی دوستانی که در این مدتی که به علت سرعت بسیار پائین و وحشتناک اینترنت نتونستم در وبلاگ مطلب بزارم  با پیامهاشون من رو شرمنده کردن. شدیدا در پی حل موضوع هستم . در اولین فرصت باز هم مزاحم دوستان خواهم شد .... تا بعد ....
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 9 PM  توسط مهران رحمانی  | 

اعلام حضور ...

با عرض معذرت از تمامی دوستان .

این بار هم از تو کافی نت مطلب گذاشتم . این شد سه بار . تا مرتب شدن کابل برگردون و مشکل مخابرات  تلفن شرکت قطعه . و این فرصتی شده برای من تا یکم به کارهای عقب افتاده برسم .

 اومدم تا از بابت تاخیر در بروز کردن وبلاگ از تمامی دوستان عذر خواهی کنم . به زودی با عکسهائی جدید و اراجیفی به روز در خدمت خواهم بود .

امروز مینویسم ... پس هستم ..... فردا رو خدا میدونه .....

و یک خواهش از دوستان . از قرار معلوم عکسهایم که ازسوی  سایت ( هاست ) فیلیکر میزبانی میشه بنا به دلایلی در بعضی مناطق فیلتره و قابل دسترس نیست . تو این چند روزه که دارم از کافی نت مطلب میزارم برای خودم هم این مشکل پیش اومده . صاحب کافی نت مشکل رو از سیستم edsl میدونه و میگه که کسانی که از این سیستم استفاده میکنن معمولا بعضی از سایتها براشون فیلتره که در صورت استفاده از دیال آپ این مشکل نیست .

خواستم از دوستانم خواهش کنم که اگه این مورد درسته و صحت داره و عکسها دیده نمیشن به من اطلاع بدن تا هاستم و عوض کنم  .

تا بعد .....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/14ساعت 7 PM  توسط مهران رحمانی  | 

تسلیت

شب

 

 

سراسر

 

 

زنجير ِ زنجره بود

 

 

تا سحر،

سحرگه
به‌ناگاه با قُشَعْريره‌ی درد
در لطمه‌ی جان ِ ما

جنگل
 
  از خواب واگشود

مژگان ِ حيران ِ برگ‌اش را
پلک ِ آشفته‌ی مرگ‌اش را،
و نعره‌ی اُزگَل ِ ارّه‌ی زنجيری

سُرخ
 
  بر سبزی‌ نگران ِ دره
 
  فروريخت.


 تا به کسالت ِ زرد ِ تابستان پناه آريم

دل‌شکسته
 
 

به‌ترک ِ کوه گفتيم.

 
 
 
 
 

هر چند یک روز دیرتر ولی خیلی دلم می خواست  سالگرد پرواز ابدی بزرگ مرد شعر دوران احمد شاملو رو به دوستانم تسلیت بگم ......

روحش شاد .....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 6 PM  توسط مهران رحمانی  | 

اخراجی

با درود فراوان ....

چند روزیه که تلفن شرکت بعلت پاره ای از مسائل عرفی قطعه .... و من مجبورم برای اولین بار در عمرم از تو کافی نت مطلب بنویسم .... جالبه و شیرین .... فکر میکنم همه دارن منو می پان .....در هر صورت اینم تجربه ایه ..... چند روز پیش در معدود دفعاتی که پای تلویزیون نشستم واسه دیدن برنامه هاش .... اواخر شب در برنامه ای تحت عنوان ....مهتاب ؟ یا یه همچین چیزی ُ مسعود ده نمکی ( کارگردان و فیلمساز نوشکفته خندان ) مهمان بود ....و درست در همان ساعت و در همان شب در کانالی دیگر آقای مهندس بایرام - عکاس . مستند ساز و محقق بزرگوار ایرانی مقیم ینگه دنیا ..... مقایسه بین این دو فیلمساز  و حرفهای بعدی رو میزارم واسه آینده . فقط چیزی رو که الان باید بگم وگرنه دلم میترکه اطلاعات بسیار گرانبها و سرشار از اصطلاحات پر باری بود که از زبان جناب آقای ده نمکی سازنده اثر پر شکوه و ماندنی " اخراجی ها "شنیده میشد .  من مجبور بودم بعلت علاقه ای که به سینمای مستند دارم . صحبتهای آقای بایرام رو از دست ندم . برای همین هم با ریموت این کانال و اون کانال میکردم و حتما در این بین از کلی  فرمایشات آقای ده نمکی محروم ماندم .

من باب لطیفه به دو گاف ایشان اشاره ای کنم بد نیست :

ایشان فرمودند : به این پلان توجه کنید . در این پلان چند سکانس هست که ....... فلان و بهمان .

و یا اینکه  .... در این سکانس نمائی هست که در حقیقت همان ( p.o.v ) پی . او .وی   ...  خداست.. که دوربین از بالا پائین و نشون میده ...

من که کلی حال کردم از فرمایشات بسیار فنی ایشون .... پی . او  . وی  خدا ..... جالبه ....

فعلا  تا بعد ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 6 PM  توسط مهران رحمانی  |