تبليغاتX
مهران
!     


                                                                                  با سلام و درود
اين وبلاگ در نظر دارد علاوه بر ارائه دردودل ، يادداشت ، عکس و فعاليتهاي شخصي نگارنده در زمينه هاي مختلف فرهنگي و هنري بالخصوص هنرهاي نمايش ، فيلمسازي وعکاسي ، محفلي باشد صميمانه براي ارايه ديدگاهها ، نظرات ، اطلاعات و يافته هاي فرهنگي و هنري شهرستان بجنورد و استان خراسان شمالي . اميد است دوستان هم فکر با ارايه نظرات ، پيشنهاد و نقدهاي منصفانه و همچنين ارسال عکس ، مطلب از فعاليتهاي هنري هم استانيهاي عزيز ، نگارنده را در هرچه پر بار نمودن اين وبلاگ ياري دهند

دوستان
پروژه ها
دانلود
عکس ها
يادداشت ها

 

فتوبلاگ من در سايت فليکر
 

مهران رحماني بجنورد خراسان شمالي شمال خراسان عکس عکاسي فيلم فيلمبرداري فيلمسازي تئاتر تدوين هنر mehran rahmani bojnord bojnourd khorasan shomali Photo Cameraman teater film movie art artist blog ebook PDF مقاله فيلمنامه mp3 jpg free رايگان

____________________

     صفحه اصلي

     آرشيو مطالب

     پست الکترونيک

     درج در علاقهمندي ها

     تبديل به صفحه خانگي

      پرينت از اين صفحه

 

_____________________

     یادداشت های روزانه
     یادداشت های سینمایی
     یادداشت های نمایشی
     یادداشتهای عکاسی
     کتابخانه اینترنتی
     پروژه های انجام شده
     هنر استان ( موسیقی- تجسمی و ... )

_____________________

     اسفند 1386
     آذر 1386
     مرداد 1386
     تیر 1386
     خرداد 1386
     اردیبهشت 1386
     فروردین 1386
     اسفند 1385
     بهمن 1385
     دی 1385
     آذر 1385
     آبان 1385
     مهر 1385
     شهریور 1385
     مرداد 1385
     تیر 1385
     خرداد 1385
     اردیبهشت 1385
     فروردین 1385

_____________________

     پایگاه خبری فیلم کوتاه
     انجمن مستند سازان
     خانه هنرمندان ایران
     فیلم کوتاه
     ایران تئاتر
     تئاتر ما
     عکاسی
     هفت سنگ
     خوابگرد
     موج نو
     پندار
     کارگاه
     بهمن قبادی
     خانه فیلم مخملباف
     سایت عکاسی خبری

_____________________

     کلپاسه
     محسن ظریفیان
     علی جورابچی
     حمید بهادری
     مهدی
     ایرج
     الهام
     محمد یوسفی
     سوین شیوا
     فرزاد اژدری
     آرمان شهمیری
     اشکان اجاقی
     مانی
     KY2
     بجنورد 1400
     نیک آهنگ
     یادداشتهای یک عدد کاوه
     منشور ارتباط
     نجواهای یک دیوانه
     پرانتز کارتون
     اباصلت رضوانی
     حسن روشان
     نقطه طلائی
     باران فیلم
     مــهــتــاب
     یادداشتهای هفتگی من
     ولوله
     شهر بجنورد

_____________________

_____________________

  کارتون  

عباس ناصری کاریکاتوریست خوش ذوق بجنوردی از چهارشنبه قبل تا یک هفته نمایشگاهی از آثار چاپ شده در مجلات و نشریاتش را به صورت مجزا و در یک مجموعه در نگارخانه مجتمع گلشن بجنورد به معرض نمایش گذاشته . از من در خواست کرد تا در وبلاگ اطلاع رسانی کنم .من هم به دیده منت اطاعت امر کردم . اگر دوست دارید بیشتر با عباس آشنا بشید و نمونه کارهاشو ببینید به سایت پرانتز کارتون  به آدرس :  http://www.parantezcartoon.blogfa.com/ مراجعه کنید .

عباس جان دمت گرم و خسته نباشید .

 •   مهران رحمانی  | جمعه 1386/04/29  | 11 PM لينک

________________________________________________________________________


  معرفی طولانی  

خیلی خوبه چیزائی رو که دوست داری بخونی رو ببینی .

خیلی خوبه چیزائی رو که دوست داری ببینی رو بخونی .

مدتیه که زود خسته میشم . انگیزه رو در خودم حس میکنم ولی پای کار که میرسم سستی میاد سراغم . نمی دونم شاید عادت کردم که در شرایط سخت و غیر عادی  و بدون امکانات کارهام و پیش ببرم . و یا شایدم دلیلش این باشه که مدتهاست کارهای سفارشی انجام دادم و پای دلم ننشستم تا ببینم اون بیچاره چی میخواد . سه چهار سالی میشه که کار دلی انجام ندادم .چند سال کار در اداره ارشاد من و از دلم دور کردکه خودمو خلاص کردم از کارمندی .  و بعدش هم صدا وسیما و تلویزیون که فکر میکردم شاید فرجی حاصل کنه بر این افسردگی .... . دلم لک زده برای یک کار مستند اجتماعی محض به دور از دغدغه شورای بازبینی و ارزیابی و ... دلم برای یک فیلم کوتاه تجربی که تمام فکرای عجیب و غریبمو بتونم توش حل کنم و کسی نباشه که سرزنشم کنه که اینجای فیلمت بد آموزی داره .اونجاش خط فرضی رو غیر کلاسیک شکستی ، نماهات غیر معمولن ، فلان سکانسش به درد بیننده عام نمی خوره  ، پر میزنه  . ترس از سانسور خودمو دچار خود سانسوری کرده . سوژه فراوونه ولی غیر قابل پخش ... خنده داره .... منی که همیشه منتقد سر سخت این روش بودم و هنوز هم ادعاشو دارم . خودم خودمو سانسور میکنم ... به کارهائی که در تلویزیون انجام دادم افتخار میکنم... نه که بدم بیاد ..برای تک تکشون فکر خرج کردم و زحمت کشیدم... ولی چند تا سوژه آزاد مدتهاست گیر کرده زیر گلوم و داره خفه ام میکنه ... نه که امکانات شو نداشته باشم . نه ، شکر خدا الان همه چیز به صورت شخصی و خصوصی و نه دولتی  ( آخه من یه نیمه شرکت سینمائی هم به اتفاق دوستان راه انداختم )  دم دستمه  ولی چرا بخت این سوژه ها باز نمیشه خودمم نمی دونم ...گفتم ، بهترین کارهامو در شرایط بد بختی و با مشکلات فراوان کار کردم شاید دلیل اصلی این بی حوصله گی امکاناتی که دم دستمه و من بهشون عادت کردم ... همیشه فکر میکردم که اگه فلان دوربین و داشتم ...اگه فلان میکروفون رو داشتم...  اگه فلان ست تدوین و داشتم ..فلان میکردم و بهمان  ... ولی حالا که دارم ...هیچ  . حتی همین دو سه تا مستندی رو که در سازمان کار کردم و خوشبختانه موفق هم بود و یکیش تو جشنواره صدا وسیما جایزه برد و چند تائی هم از شبکه های سراسری پخش شد ، هم کار گشا نشد و راضیم نکرد . نمی دونم چه مرگمه ... شاید یکی از دلایلش هم این باشه که در این شهر واقعا چیزی به اسم هنر فیلمسازی وجود نداره  تا من و امثال منو به وجد بیاره برای کار کردن تجربی ، رقابت ، خود نشون دادن و یا هر چیز مثبت یا منفی دیگه.   ......تلویزیون که تکلیفش مشخصه اونجا من و امثال من داریم بصورت کاملا حرفه ای امرار معاش میکنیم فقط همین ...

در هر صورت مدتیه که خودمو دارم گول میزنم .... ولی دعا کنید امسال یک فیلم مستقل داستانی رو که چند ساله دارم روش کار میکنم و بسارم . بی خیال که جائی پخش میشه یا نه . .. البته موضوع خیلی خفنی نداره ... درباره یک معلم بخت برگشته فراموش شده است ...... باید خودمو خلاص کنم ...  اونقدر بازنویسی کردم و نساختمش که یواش یواش حالم و بد کرده ....شبا کابوس اون معلمه رو میبینم  .....

خب بگذریم ... چند روزیه که وبلاگ گردی رو شروع کردم و با برو بچه هائی آشنا شدم که از جنس خودمن ولی جوونتر . آزادتر . پرشور تر . سرشار از انرژی و استعداد ناب که میشه از مطالب ، عکسها و آثارشون به این نکته پی برد . با خوندن ودیدن آثار و  مطالبشون در خودم احساس سر خوشی میکنم وخاطراتم پر  میکشه به دوران گذشته . احساس سر زنده گی بهم دست میده از خوندن و دیدن مطالب قشنگ و پر محتواشون . من و یاد سالهای پیش که در مشهد . سنندج .وتهران در جلسات نقد و اکران فیلم ، در ساخت و تولید فیلمهای کوتاه تجربی ، به سر و کله زدن و کل کل کردن با دوستان و رقیبان هنری و جلسات مختلف هنری که شرکت میکردم و دوستانی داشتم از جنس هنر و سینما میندازه . یاد انجمن سینمای جوان مشهد و دوستان فیلمبازم در سالهای 72-73 به خیر . یاد مرکز آموزش فیلمسازی اسلامی ( باغ فردوس  ) و انجمن سینمای جوان تهران و کرج و سنندج  76-1374    به خیر -  واقعا روزگار خوب و خوشی داشتیم . ولی نمی دونم چرا در شهر خودم بجنورد با تموم سعی و تلاشی که من و چند تن از دوستانم کردیم این جلسات پا نگرفت و ادامه پیدا نکرد . دلم لک زده برای همچون جلساتی .خیر سرمون امسال دفتر انجمن در بجنور دایر شد که یکی از آرزوهای دیرین من بود و من فکر میکردم که با پا گرفتن این انجمن جوونهای علاقه مند جمع میشن و مانند دیگر دفاتر انجمن سینمای جوان کشور فعالیتهای آنچنانی راه میافته و ما هم میتونیم هر از چند گاهی بریم تو جلسات و حالی کنیم و بهره ای ببریم هر چند که دیگه سنمون از 35 گذشته و جوونی رو پشت سر گذاشتیم .... ولی هیچی به هیچی ...انگار نه انگار که در این شهر انجمنی هست .... نمی دونم جوونهای این شهر چرا در مورد این رشته های هنری اینقدر بی انگیزه و بی بخارن ؟ .....واقعا مسئولین این شهر چرا فکری برای این رشته ها نمی کنن ؟ .... بابا به خدا اینجا مرکز یک استان شده نا سلامتی  ...یه نگاهی به دیگر استانها بیاندازید ، اون همه انرژی و پویائی و فعالیت در شهرهای دیگه رو با این رخوت و کندی وسستی مقایسه کنید  ... مسئولین محترم هنری استان وا.. به خدا دلیل این همه رخوت و سستی عدم مدیریت صحیحه ..اینکه این رشته های هنری در این استان صاحب ندارن ... کسانی که دارن این انجمن رو میگردونن این کاره نیستن ، من حاضرم با تمامی این دوستان عزیز بشینم و ثابت بکنم که اینها در عمرشون حتی 4 تا فیلم خوب هم ندیدن چه برسه به اینکه با روش مدیریت تولید یک اثر هنری آشنا باشن و یا اینکه بدونن برای برپائی جلسات آموزشی ، اکران فیلم ، نقد فیلم  و و و چه راهکارهائی وجود داره ....آقا خواهشن لااقل یکی از فارغ التحصیلهای سینمای جوان رو در انجمن بزارین که ساز و کار رو بشناسه و بدونه که در دیگر دفاتر چه فعالیتهائی انجام میشه  .... دوستانی که دارن بدون تجربه قبلی زحمت انجمن رو میکشن احترامشون واجب ، ولی قبول کنید که مدیریت اینچنین انجمنهائی علاوه برداشتن تجربه و آشنائی با فنون و قوائد فیلمسازی و عکاسی  ،کمی تدبر و کار بلدی را نیز میطلبد .

 

  بی خیال .، به قول گفتنی : آنچه که به انجام نرسد فریاد است  .... می خوام در اینجا دوستای جدیدمو معرفی کنم : از مرتضی کاظمی نیا در ساری بگم که پویاست و جوون و پر از انرژی و استعداد ، گرافیسته . فیلم میسازه و تدوین میکنه . عکس میگیره و تئاتر کار میکنه . خودتون برین تو وبلاگش بهتر میشناسیدش . از حمید خان بهادری بگم که قشنگ مینویسه ، زیبا میبینه .، تصویر برداری میکنه و فیلم میسازه و اونطور که دوست داره با زندگیش حال میکنه  .از محمد یوسفی بگم که درد و دلاشو تو وبلاگش جمع کرده و دغدغه سینما داره و تدوین میکنه . از آرمان شهمیری، مهدی ، مانی ، الهام ، شیوا، ایرج ، اشکان و...  که همگی جوونن و عاشق هنر و فرهنگ این مملکت .عکاسی میکنن ،مطلب مینویسن و زندگی میکنن .  کاشکی چند نفر مثل این عزیزان هم در بجنورد بودن و فعالیت میکردن ... ....افسوس ....

خوشحالم که با این عزیزان آشنا شدم و دعوت میکنم از تمامی دوستانم در بجنورد و استان خراسان شمالی که حتما به دیدن این وبلاگها برن و استفاده کنن . از مسئولین هنری و اعضای محترم انجمن سینمای جوان بجنورد هم دعوت میکنم که به این وبلاگها و دیگر  سایتهای مرتبط سری بزنن و ببینن که جوونها در دیگر شهرها چه میکنن و ما چه نمی کنیم .

 

یک پیشنهاد  برای دوستان جدید در دنیای مجاز .

فکر میکنم بتونیم انجمنی رو دایر کنیم که در یک شب بخصوص بتونیم در انجمن با هم گپ بزنیم و از طریق چت با هم در دنیای مجاز تبادل نظر کنیم و گل بگیم و گل بشنویم . یک انجمن دوستانه در ارتباط با دنیای عکس و تصویر و هنر . نظرتون چیه . اگه موافقین کسی که بلده این انجمن و دایر کنه به بقیه هم اطلاع بده .. من که متاسفانه تو اینترنت و کامپیوتر عربم ... منتظر میمونم

خیلی حرف زدم  . ولی کلمات پشت سر هم اومد .چاره ای نبود. قصدم از این پست فقط معرفی دوستان جدید بود ولی درد ودلم باز شد .... .ببخشیدکه وقتتون رو گرفتم...

همگی شاد باشید و پیروز

 

 

 •   مهران رحمانی  | چهارشنبه 1386/04/27  | 2 AM لينک

________________________________________________________________________


  باز هم عکس  

اند لایتینگ 

               نظام جمع گوسفندی 

               در حاشیه

    

 •   مهران رحمانی  | شنبه 1386/04/23  | 11 PM لينک

________________________________________________________________________


  کارگردان : دوربین صدا حرکت  

 

  امام زاده حسن گیفان لوکیشن اصلی فیلم  من و کارگردان

  

   

  

 •   مهران رحمانی  | جمعه 1386/04/22  | 7 PM لينک

________________________________________________________________________


  بازماندگان  

این چند عکس تنها عکسهای تقریبا بدرد بخوریه که در اون عملیات انتحاری از عکسهای پروژه باقی موند . در هر صورت لنگه کفش هم در بیابان نعمتی است .                                                        (حالا چه ربط  به موضوع  داره نمی دونم .) ...

نمائی از روستای گیفان

 آقای اسب

نمائی دیگر از روستای گیفان

این هم نتیجه فشار کار زیاد

 •   مهران رحمانی  | جمعه 1386/04/22  | 6 PM لينک

________________________________________________________________________


  فیلم داستانی  

 

گلایه نامه غریب نام فیلم داستانی جدیدی است که  در روز جمعه ۱۵/۴/۱۳۸۶ در امام زاده ای در روستای گیفان از توابع بجنورد به تهیه کنندگی سید مصطفی مرتضوی و کار گردانی حسن عابدی کلید خورد . من در این پروژه افتخار داشتم تا در کنار گروه تولید به عنوان مشاور کارگردان  و  در آینده نیز در مقام تدوین گر حضور داشته باشم.

 

پروژه  سنگین و از لحاظ کاری مشکلی بود که به یاری خدا در عرض    ۵ روز توانستیم تصویر برداری کار را انجام بدیم . اوایل که به فیلمنامه نگاه میکردم فکر نمی کردم که در اجرا و مراحل تصویر برداری با این همه مشکل روبرو بشیم ولی لوکیشنی که انتخاب کرده بودیم و حجم کار در شب و نبودن برق درآن منطقه کلی برای ما باعث زحمت شد تا  آنجا که مجبور شدیم بعضی از صحنه های  شب را در روز تصویر بگیریم  در هر صورت تصویر برداری تموم شد و کلی خاطرات خوب وجالب برامون به یادگار گذاشت . گروه خوبی داشتیم . کلی خوش گذشت و تجربه بسیار خوبی بود . بچه های گروه تا اونجا که تونستن مایه گذاشتن و انصافا هم تا اینجای کار به مدد تجربه و مهارت دوست خوبم داوود کرمی در مقام  مدیر تصویر برداری و حامد ظریفیان  پلانهای خوش رنگ و بسیار زیبائی رو تونستیم ثبت کنیم . از لحاظ صدا هم کم و کسری نداشتیم  از صدابرداری بسیار ماهرانه و حرفه ای امیر بیاتی که بگذریم باید از اخلاق حرفه ای و طنازی امیر بگم که به همراه پیر گروه آقای منوچهر بهروج ( عمو منوچ ) بمب خنده گروه بودند و کلی انرژی مثبت به گروه تزریق میکردند.

                                                                                       

 و اما آقای منوچهر بهروج : بازیگرپیشکسوت تلویزیون . سینما و صد البته تئاتر کشور که سالهاست در این زمینه فعالیت حرفه ای دارد و در این کار به دعوت حسن جواب مثبت داد و ما افتخار داشتیم تا در کنار این عزیز فیلم رو تصویر برداری کنیم . از طنازی و شوخ طبعی و مهارت در بازیگری این عزیز نیز هر چه بگم کم گفتم . عمو منوچ  در طول کار کاری کرد که فکر کنم تا آخر عمر  بچه های  گروه حضورش را در فیلم فراموش نمی کنند.  ( منوچ .....تمام .)

خلاصه روزهای شیرینی را در طول این چند روز تجربه کردیم که جای همگی شما خالی و حالامن ماندم با ماحصل تلاش چند روزه و بسیار مشکل گروه تولید این فیلم کوتاه داستانی برای تدوین که امیدوارم بتونم از عهده کار بر بیام .

ولی تلخ ترین اتفاق امروز برام رخ داد . از پشت صحنه ، صحنه و از همه مهمتر مناظر واتفاقات پیش امده این پروژه کلی عکس تهیه کرده بودم  ( حدود 350 فریم ) ولی متاسفانه امروز که داشتم از کارت ذخیره به کامپیوتر منتقل میکردم با هنگ کردن کامپیوتر حدود 280 عکس پرید و پاک شد . بد جوری ضد حال خوردم . در بین عکسها عکسهای خوبی داشتم که می خواستم در وبلاگ بزارم . حیف شد . کلی خورد تو ذوقم .حالا موندم جواب بچه ها رو چی بدم .

و اما نتیجه گیری اخلاقی و یک نصیحت :

اشتباه من در این بود که تمام عکسها رو از کارت حافظه دوربین پاک کردم که با هنگ کردن کامپیوتر تمامی فایلهائی که منتقل نشده بود پاک شد . از این به بعد قول میدم که به جای عمل شنیع             pastecut   همون  paste /  copy رو انجام بدم که حداقل فایلهام در کارت حافظه دوربین بمونه . اینو نوشتم که شما دیگه اشتباه منو تکرار نکنین . فعلا که علی مونده و حوضش . ولی خدائیش عکسها حیف شد .چند تا از عکسها فوق العاده شده بود . حیف ....   

 

 •   مهران رحمانی  | جمعه 1386/04/22  | 3 PM لينک

________________________________________________________________________


  توضیح   

 

دیگه میترسم که بگم این عکس رو هم در جرگلان گرفتم

امشب با یکی از دوستان که در تهران زندگی میکنه بصورت تلفنی گپی داشتم . خیلی شاکی بود از این که چرا در سیمای محلی خراسان شمالی و رادیو یک ریز آهنگ هاو تصاویر  کرمانجی و ترکمنی و ... پخش میشه و اگر کسی ندونه و کسائی که با این استان آشنائی ندارن فکر میکنن که این استان ترکمن نشین و یا کرد نشینه و این گلایه رو از من و وبلاگم هم کرد که تو هم فقط داری از ترکمن ها مطلب میزاری و غیره ...البته باید به این نکته توجه کرد که جمعیت غالب استان خراسان شمالی رو جماعت کرد زبان ( کرمانج ) تشکیل میدن و بعد از اون ترکها و ترکمن ها و تات و عده قلیلی هم بلوچ که البته بیشتر این عزیزان با زبان رسمی کشور تکلم می کنن . برنامه هائی هم که از طریق صدا و سیما پخش میشه با توجه به جمعیت غالب برنامه ریزی میشه و طبیعیه که از فرهنگ فلوکلور این استان استفاده بشه .

و اما این که چرا من مدتیه تمام عکسهام و بیشتر مطالبم در باره منطقه جرگلان و ترکمن هاست این به علاقه خودم به این منطقه و مردم خونگرم  مهربان پر تلاش و زحمت کش  جرگلان بر میگرده و این که مدتهاست در این منطقه به تحقیقات کوچکی دست زده ام و در طی این مدت هم چندین فیلم مستند و تعدادی عکس در این منطقه بکر و سرشار از سوژه تهیه کرده ام که معتقدم هنوز خیلی جای کار داره .و چون فعلا با این منطقه دست اخوت بسته ام پس طبیعیست که مطالب و عکسهام هم در باره این منطقه باشه . ولی انشاءالله در اولین فرصت سراغ دیگر قومیتها و فرهنگهای دیگر این استان هم خواهم رفت . ولی فکر نمی کنم به این زودی جرگلان دست از سر من و یا بالعکس من دست از سر جرگلان بردارم .

در هر صورت جمعه به اتفاق جمعی از دوستان برای تصویر برداری یک فیلم داستانی راهی روستای گیفان هستیم که یکی از روستا های مرز نشین این استانه که با زبان تاتی تکلم میکنن .  ژس قول میدم در هفته بعد لا اقل کمی در باره این فیلم صحبت کنم  . در پستهای بعد حتما در باره این فیلم عکس و گزارش خواهم نوشت .

 

 •   مهران رحمانی  | پنجشنبه 1386/04/14  | 0 AM لينک

________________________________________________________________________


  تشکر   

امروز عزمم رو جزم کردم تا در باره فیلم مستند جدیدی که در حال تهیه اش هستیم " زمزمه سکوت "که در پستهای قبلی با استفاده از عکسها اشاره ای به این فیلم کردم مطلب بنویسم . ولی بهتر دیدم قبل از هر چیز باز تشکری داشته باشم از دوست عزیزی که با حمایتهای معنوی بارها به من و خیلی از دوستان برای شکل گیری یک کار فرهنگی در منطقه جرگلان کمکهای بی دریغی کرده .

دکتر عبدالجلیل غیادی در حال معاینه تعدادی از تراکمن - عکس صحنه ای از فیلم ایران سرزمین ادیان ساخته استاد کیومرث درم بخش

گویا هر کس در منطقه جرگلان بجنورد بخواهد کاری فرهنگی انجام دهد سر نخ و انتهای نخ و گره های بیشمار این کلاف به دست توانای دکتر غیادی حل خواهد شد . مردی که سالهاست خود و خانواده خود را وقف این منطقه محروم از خاک میهنمان کرده و با طبابت ( پزشک دهکده ) خدماتی بسیار برای ترکمنهای جرگلان انجام داده . خدمات این مرد بزرگ تنها در حوزه طبابت محدود نیست ایشان با جدیت و پشتکاری بی نظیر با پشت سر گذاشتن خیلی از مشکلات توانست به کمک چند تن دیگر علاوه بر شناساندن فرهنگ اصیل ترکمنان این منطقه خدماتی گرانبها در حوزه  پرورش اسب اصیل ترکمن انجام دهد که این خود حدیث مفصلی دارد که انشا... در اولین فرصت و با جمع اوری اطلاعات و عکس در باره این جریان مطلبی خواهم گذاشت .

عکس یادگاری از تولید فیلم " ایران سرزمین ادیان" به همراه دکتر کیومرث درم بخش و دوست عزیزم دکتر غیادی به همراه آخوند محمدی و تعدادی از طلبه های ترکمن

این بار نیز گروه سازنده مستند مذکور بدون حضور دکتر غیادی در منطقه جرگلان از لطف و بزرگواری ایشان بهره مند شد که من در این جا از ایشان و برادر زاده های بزرگوارشان آقا کمال و غفار عزیز کمال تشکر را دارم و امیدوارم بتوانم روزی لطف این عزیزان را جبران کنم .

 

 •   مهران رحمانی  | چهارشنبه 1386/04/13  | 9 PM لينک

________________________________________________________________________


  چکاوک  

کجای این جنگل شب پنهان شدی ؟ خورشیدکم !

پشت کدوم سد سکوت پر میکشی؟ چکاوکم !

چرا به من شک میکنی ؟ من که منم برای تو !

لب ریزم از عشق تو و سر شارم از هوای تو !

دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو ؟

پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو ؟

شهر رامیان

گریه نمی کنم !نرو ! بغض نمی کنم ! بشین !

حرف نمیزنم ! بمون ! آه نمی کشم !ببین !

رامیان - استان گلستان

سفر نکن خورشیدکم ! ترک نکن منو ! نرو!

نبودنت مرگ منه ! راهی این سفر مشو !

نذار که عشق من و تو ، اینجا به آخر برسه !

بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه!

نوازشم کن و ببین ، عشق میریزه از صدام !

صدام کن و ببین که باز ، غنچه میدن ترانه هام !

اگر چه من به چشم تو ، کمم ! قدیمی ام ! گمم !

آتش فشان عشقم و دریای پر تلاطمم!

یکی از لوکیشنهای مستند " زمزمه سکوت : واقع در شهر رامیان

گریه نمی کنم !نرو ! بغض نمی کنم ! بشین !

حرف نمیزنم ! بمون ! آه نمی کشم !ببین !

ترانه از : استاد ایرج جنتی عطائی

 •   مهران رحمانی  | سه شنبه 1386/04/12  | 10 PM لينک

________________________________________________________________________


  بچه ترکمن  

چند نما از کودکان تراکمن منطقه جرگلان بجنورد .این کودکان از حالا تحت تعلیم مادران خویش نقشهای زیبای فرشهای اصیل ترکمنی را در سینه حفظ خواهند کرد تا خود در آینده این اسرار را به نسلهای بعد منتقل کنند.

سر صحنه " زمزمه سکوت" .

 •   مهران رحمانی  | سه شنبه 1386/04/12  | 8 PM لينک

________________________________________________________________________


  فیلمنامه ای در یک سکانس  

خارجی / روز / خیابانی از خیابانهای یک شهر شلوغ

چهار راهی درتقاطعی عریض - پل عابر پیاده ای دو سوی خیابان را به هم متصل کرده است - چراغ راهنمائی که فقط دو رنگ قرمز و سبزو ثانیه شماری را در خود جای داده است - چراغ راهنمائی قرمز است و تمام ماشینها در دو سوی چهار راه با نظم وترتیب خاصی منتظرسبز شدن چراغ مانده اند - عابران پیاده با نظم و ترتیب به نوبت از راست به چپ از پل عابر پیاده در حال عبورند - چراغ قرمز - رانندگان با بی صبری به ثانیه شمار چراغ راهنمائی که هر لحظه به صفر نزدیک میشود چشم دوخته اند - مردی معلول سوار بر ویلچربا ته ریشی بر صورت و چفیه ای برروی پاها پا به آرامی به چهار راه و خط کشی عابر پیاده نزدیک می شود - پلیس راهنمائی با نیم نگاهی به چراغ راهنمائی و ثانیه شمار به آرامی سوت را به دهانش نزدیک می کند - ثانیه شمار : 12-11-10-9 - پلیس مرد معلول را میبیند و با نگرانی به چراغ نگاه می اندازد - ثانیه شمار : 5-4-3 - رانندگان با گرفتن کلاج دنده را بر روی یک قرار میدهند و آماده حرکت میشوند - چراغ سبز میشود - ماشینها کلاج را رها میکنند - پلیس به ناگاه و با عجله بر سوت میدمد و با دست به رانندگان علامت ایست میدهد - ماشین ها با عجله می ایستند - پلیس با دست به معلول اشاره میکند تا از خیابان عبور کند - صدای بوق ماشینها در فضا طنین انداخته است - مرد ویلچری به آهستگی از خیابان عبور میکند -تعدادی از رانندگان با عصبانیت از ماشین پیاده شده و به پلیس اعتراض میکنند - ثانیه شمار چراغ سبز 20-19-18-17 - رانندگان با ناراحتی و اضطراب به ثانیه شمار مینگرند - افراد پیاده در حال عبور از پل با نگرانی به پائین می نگرند - پلیس رانندگان معترض را به آرامش دعوت میکند - ثانیه شمار : 10-9-8-7 - رانندگان با اعتراض داخل ماشین ها می پرند و آماده حرکت میشوند - کلاجها فشرده میشوند - دنده ها