فکر نکنم که کسی در استان های خراسان بزرگ اهل ادب و شعر باشد و نام عزیزانمان حسن روشان و اباصلت رضوانی را نشنیده باشد و یا شعرها و مطالب ادبی زیبایشان را در نشریات و کتب چاپ شده مطالعه نکرده باشد .
من با کمال شرمندگی تازه با وبلاگ این عزیزان آشنا شدم و لازم دیدم که آدرس وبلاگ این دو عزیز را به اطلاع شما عزیزان برسانم تا شما نیز از چشمه ادب و شعر این عزیزان جرعه ای بنوشید و ذهن زیبایتان را با شعرهای این عزیزان جلا دهید.
اباصلت و حسن دو تن از شاعران برجسته شهرمان بجنورد هستند که متاسفانه و یا خوشبختانه هردو در جائی دیگر ساکنند و در رشته خودشان مشغول خدمت اند .آقای رضوانی در مشهد به کار وکالت و حسن خان روشان هم در کراچی پاکستان به شغل شریف معلمی مشغول است . تا به آنجا که من به خاطر دارم هر دو این عزیزان در زمان اقامتشان در بجنورد سر منشاء خدمات بسیار بزرگی برای محافل هنری و ادبی شهر و استان عزیزمان بودند که هم اکنون خلاء حضورشان کاملا محسوس است .. حال که این دو عزیز را در کنارمان نداریم بسیار خوشحالم که از طریق دنیای مجازی اینترنت می توانم از تازه های شعر و مطالب ادبی اشان بهره ببرم . و از همین جا از تمامی دوستان اهل ادب دعوت می کنم تا به وبلاگ این عزیزان به نشانی های زیر سرکی بکشند :
آدرس اینترنتی وبلاگ حسن روشان : http://www.hasanroshan.blogfa.com/
آدرس اینترنتی وبلاگ اباصلت رضوانی :http://www.abasaltrezvani.blogfa.com/
+ نوشته شده در جمعه
1385/10/29ساعت
5 PM  توسط مهران رحمانی
|
دیشب به اتفاق خانواده میهمان گروه تئاتر میلاد خانه فرهنگ شهرداری بجنورد با اجراو اختتامیه نمایش " سلطان و سیاه "نوشته استاد بزرگوارعلی نصیریان و به کارگردانی دوست و برادر عزیزم جمشید خان داور پناه بودیم .

بعد از مدتی دوری از صحنه های نمایش و در این برهوت هنری که در شهرمان فراگیر شده دیدن یک نمایش سنتی آن هم از نوع " تخته حوضی مدرن .. ! " و یا همان سیاه بازی آدابته شده ! بسیار مایه شادمانی برای من و خانواده ام بود . نمایش سلطان و سیاه را در تالار سنگلج تهران به کارگردانی استاد نصیریان و بازیگری دوست عزیزم مجید فروغی در نقش سلطان و هنرنمائی چشمگیر مجید افشار در نقش سیاه چند سال پیش دیده بودم و بقدری این نمایش در من اثر گذار بود که فیلم آن نمایش را نیز از مرکز هنرهای نمایشی در تهران تهیه کردم و بارها در منزل به اتفاق دوستان و آشنایان دیده و از ان لذت برده ام .

اجرای نسبتا خوب و منسجم گروه تئاتر میلاد بجنورد و بازی روان هنرمندان پیش کسوت و خاک خورده شهرمان مخصوصا بازی راحت و مناسب و متفاوت دوستان عزیزم بهزاد عزیزی در نقش " زن پوش " و حسن فدائی در نقش " مرشد " و همینطور بازیهای روان علی فرحی در نقش " سلطان" بهمن توکل وهمچنین جمشید داور پناه نشان از عزم و اراده و همچنین شناخت این عزیزان در ارتباط با نقشهای محوله می داد که غیر از این نیز نمی توان از پیشکسوتان هنرهای نمایشی استان انتظار داشت . نکته دیگر که قابل به عرض است در کم کاری جوانان و دیگر گرو های نمایشی شهر این حرکت گروه نمایشی میلاد بجنورد یک نکته را بار دیگر به اثبات می رساند که دود از کنده بلند می شود ولا غیر مگر این که عملی عکس آن را ثابت کند که فعلا اثبات کننده ای را نمی شناسیم.

من در این مطلب قصد نقد وبررسی و یا مقایسه اجرای خوب گروه تئاتر میلاد بجنورد را با اصل کار ندارم .که با تمام ضعفها و کاستیهای فنی و تکنیکی که در این نمایش رو برو بودیم تلاش هنرمند گرامی شهرمان اقای داور پناه و گروه خوب و پیشکسوت تئاتر میلاد خود جای تشکر و قدر دانی بسیار دارد از طرف جامعه به رخوت رفته هنری بجنورد .
استاد علی نصیریان در این نمایش با تلفیق چند گونه نمایشی سنتی ایرانی ( پرده خوانی - نقالی - سیاه بازی - لال بازی و... ) اثری به یاد ماندنی را برای ما به یادگار گذاشته اند که بسیار به جا و درست در قالب یک نمایش قاب صحنه ای و کلاسیک جان گرفته است و این نشان از سالها تحقیق - بررسی - اجرا و شناخت کافی استاد از گونه های نمایشی تخته حوضی و سنتی ما در ایران بزرگ را دارد که این شناخت را می توان در آثار قبلی استاد نیز مشاهده نمود مثل : بنگاه تئاترال - سیاه و..

با در نظر گرفتن تاریخچه این گونه آثار در طول تاریخ ( مخصوصا نمایشهای سیاه بازی ) که همیشه در شرایط مختلف اجتماعی - اقتصادی و سیاسی جامعه نقشی اساسی و اثر گذاری را در نشان دادن معضلات و کم و کاستی های جامعه با زبان تند وگاهی هم نیش دار طنز و فکاهی به افکار عمومی منتقل می کرد استاد نصیریان نیز با استفاده از همین زبان در شرایط کنونی و با بهره گرفتن از چند گونه نمایشی سنتی ایرانی مشکلات و معضلات بسیاری را در این متن بیان کرده که شاخص ترینش ودر حقیقت محوراین انتقادات حدیث نفس خود ایشان و همچنین دردو دل و مشکلات هنرمندان تئاتر و نمایش کشور است که در این نمایش به زیبائی هر چه تمام تر و با زبانی شیوا و شیرین و در لحظاتی نیز بسیار تلخ و تند به آن پرداخت شده .
.در این میان مطلبی را که می خواهم به عرض برسانم انتخاب این متن نمایشی از طرف آقای داور پناه بود که بسیار زیرکانه و به جا در شرایط کنونی استان حرف دل بچه های نمایش بجنورد را در قالب یک اثر نمایشی بیان می کرد که امیدوارم پیام این نمایش به کسانی که باید رسیده باشد.
کیفیت نا مناسب عکسها را ببخشید که اینبار نیز این عکسها با موبایل ودر شرایط نامناسب نوری گرفته شده . البته زحمت گرفتن عکسها بر دوش دوست و برادر بزرگوارم مرشد ابوالفضل مجیدی بود که به زودی در باره این بزرگوار نیز مطلبی خواهم نوشت .
و در انتها نیز خسته نباشیدی جانانه و دست مریزادی تقدیم به تمامی بر و بچه های خوب گروه تئاتر میلاد بجنورد.
+ نوشته شده در جمعه
1385/10/29ساعت
4 PM  توسط مهران رحمانی
|
باز هم بلاگفا گند خورد.
دیروز و دیشب هم بلاگفا مشگل داشت . باز هم هر تلاشی کردم نتونستم وارد صفحه کاربری خودم بشم.
این دریا خانوم بخت برگشته هم نمی دونم کیه که یک ریز همه وارد وبلاگ اون می شن.خدا صبر جمیل عنایت فرماید برای ایشان و بازماندگانشان .
در هر صورت من در کمال نا امیدی مطلب " باز هم بلاگفا گند خورد " را در صفحه کاربری ایشان گذاشتم ولی امروز این پست را در وبلاگ خودم مشاهده کردم. پس شما هم دوباره کمی جستجو کنید شاید پیدا کنید پرتقال فروش را .
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/10/28ساعت
11 PM  توسط مهران رحمانی
|
فیلم مستند بایرام نگاهی دارد به مراسم عید سعید قربان در بین اهالی ترکمن بخش جرگلان بجنورد. مراسم عید قربان در بین اهالی سنی نشین ترکمن سه روز طول می کشد به طوری که یک روز مانده به عید مردم خود را آماده برگزاری عید می کنند و زنان ترکمن با پختن نان و فتیر های محلی در این روز به استقبال عید می روند و در شب همان روز نیز کل خانواده در مراسمی به نام : قربان شوئی " به حمام می روند و با گذاشتن نمک بر روی شانه ها و سر خود به صورت سمبلیک ( تبرک ) خود را نظافت می کنند ( که این خود داستانی دارد ) و اماده برگزاری عید می شوند .
در صبح روز دوم لباسهای نو دوز و سنتی خود را می پوشند و راهی مراسم نماز عید قربان می شوند و بعد از اقامه نماز همگی به منازل خود رفته و گوسفند - بز و یا گوساله ای را که آماده نموده اند را قربانی می کنند که شرایط قربانی و این که قربانی بر چه کسانی واجب مشود نیز خود حدیث مفصل دارد .بعد از قربانی نمودن از گوشت قربانی ولیمه ای آماده می کنند ( آبگوشت - کباب - کله گنجشکی و ...) و آماده پذیرائی از مهمانانی می شوند که برای تبریک عید به منازلشان خواهند آمد .
در بین تراکمن رسمی است که هر وقت از سال و در هر موقع و در هر ساعت از شبانه روز شما میهمان آنان باشید سفره ای را برای پذیرائی از مهمان مهیا میکنندو با چای و شکلات - نان محلی - کره و پنیر محلی مربا وووو از شما پذیرائی میکنند . حال خود می توانید حدس بزنید در این سه روز که عید بزرگ آنان نیز می باشد چه سفرهای منتظر مهمانان می باشد .
خلاصه از ظهر روز دوم تا پایان روز سوم . عید دیدنیها و دید و بازدید ها در بین تراکمن جرگلان بسیار دیدنی است . مخصوصا که از شب دوم با پختن " قورمه "های معر و ف ترکمنی واضافه شدن این خوراک در سر سفره ها برای ما شهر نشینان ماشینی بسیار دلچسب تر و گوارا تر نیز شد.
من سعادت این را داشته ام که چند سال متوالی در این روز مبارک میهمان ترکمن های عزیز باشم وبه جهت علاقه مندی به عکاسی - عکسهائی را در چند سال گذشته از این مراسم تهیه کرده بودم و آرزو داشتم که روزی بتوانم فیلمی مستند نیز از این جریان آئینی تهیه کنم که امسال با کمک و یاری دوستان عزیزم آقایان عابدی و مرتضوی این امر محقق شد و خوشبختانه توانستیم فیلمهای خوبی نیز از مراسم عید قربان تهیه کنیم . در اینجا لازم می دانم از کمک و همدلی دوست عزیز و برادر بزرگوارم جناب آقای دکتر غیادی به خاطر تمام زحماتی که برای ما کشیدند تقدیر و تشکر کنم و آرزوی صحت و سلامتی برای خود و خانواده محترمشان دارم .
عکسهای زیر چند تصویر از پشت صحنه این فیلم می باشد که تقدیم حضور می گردد . این عکسها راهم طبق معمول با گوشی همراهم ثبت شده ولی عکسهائی نیز بوسیله دوربین حرفه ای از خود مراسم گرفته ام که بعد از اسکن انشاء... به زودی در وبلاگ قرار خواهم داد.




+ نوشته شده در یکشنبه
1385/10/24ساعت
8 PM  توسط مهران رحمانی
|
عکسهای زیر را در سفری که به جرگلان داشتیم در منطقه یکه سعود محل اقامتمان در منزل دوست ارجمند جناب آقای دکتر غیادی ثبت کردم .


+ نوشته شده در یکشنبه
1385/10/24ساعت
7 PM  توسط مهران رحمانی
|
در باره استاد "دکتر کیومرث درم بخش "و نحوه آشنائی من و افتخار همکاریم با ایشان به عنوان تصویر بردار در مستند های " ایران سرزمین ادیان " و " کورس اسب ترکمن " در پستهای قبلی به اندازه کافی توضیح داده ام این پست در حقیقت گزارشی است تصویری از این جریان :



+ نوشته شده در جمعه
1385/10/22ساعت
9 PM  توسط مهران رحمانی
|
مجموعه مستند اساتید موسیقی مقامی خرا سان شمالی مجموعه فیلمی است که با دوست عزیزم علی عابدی مدتی است مشغول کار هستیم . ساخت این مجموعه از فیلمهای مستند مدتهای مدیدی بود که فکر ما را به خود مشغول کرده بود تا این که چندی پیش بالاخره مجوز ساخت آن از طرف اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان شمالی صادر شد .
این فیلمها که به کارگردانی علی عابدی ساخته می شود نگاهی دارد به نحوه زندگی - دل مشغولی ها آثار و فعالیهای هنری وشخصی پیشکسوتان موسیقی محلی خراسان شمالی به همراه مصاحبه با کارشناسان و مطلعین موسیقی که من نیز در این کار به عنوان تصویر بردار و تدوینگر افتخار همکاری با علی را دارم .تولید این کار نیز به موازات دیگر پروژه ها از حدود یک ماه پیش آغاز شده و پیشبینی می شود تا یک سال دیگر ادامه داشته باشد که در ابتدا و در آغاز کار با هماهنگی های انجام شده کلید کار را در آشخانه و در محضر استاد سهراب محمدی بخشی چیره دست موسیقی کرمانج زدیم که انشاءا... بعد از مراحل تصویر برداری از بخش مربوط به سهراب بخشی به سراغ دیگر اساتید موسیقی محلی نیز خواهیم رفت .

+ نوشته شده در جمعه
1385/10/22ساعت
9 PM  توسط مهران رحمانی
|
مجموعه 26 قسمتی" علمداران " روایتی است از رشادتها و دلیریهای سرداران شهید استان خراسان شمالی در طول ۸ سال دفاع مقدس در قالب برنامه ای ترکیبی شامل بخشهائی از مصاحبه با خانواده - دوستان و همرزمان شهید وهمچنین تصاویری از شهدا در جنگ - کلیپ و ..... این مجموعه را به سفارش واحد تولید سیمای خراسان شمالی حدود ۲ ماه پیش آغاز کردیم که هنوز در مرحله تصویر برداری هستیم .

+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/10/21ساعت
11 PM  توسط مهران رحمانی
|
هماطور که در پستهای قبلی نوشتم مستند " روز مردان خاکی را در ۱۲ و ۱۳ فروردین امسال در گود چشمه زینل خان اسفراین در حضور غریب به ۶۰ - ۷۰ هزار تماشا گر که برای دیدن مسابقات کشتی چوخه اسفراین آمده بودند تصویر برداری کردیم .
این مستند شامل بخشهائی نظیر مصاحبه با شرکت کنندگان در مسابقه ـ مسئولین ـ تماشاگران و پیشکسوتان و پهلوانان کشتی چوخه استان می باشد به همراه صحنه هائی از مسابقات کشتی با چوخه . در این فیلم سعی کردیم به شکل کاملا کلاسیک کنکاشی کنیم در تاریخچه و خواستگاه این ورزش بومی کشور که این روایت از زبان پهلوانان این رشته ورزشی به طور کامل در فیلم مستند " روز مردان خاکی روایت می شود .



+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/10/21ساعت
10 PM  توسط مهران رحمانی
|
با تشکر از کلیه دوستانی که به سرعت برق به من هاستینگ معرفی کردند . به اطلاع می رسانم که سایتhttp://www.picroad.com/ هاست بسیار قوی و خوبی است که شما می توانید عکسهایتان را در صفحه ای مخصوص به خودتان و با پسوردی جداکانه بایکانی کنید و همیشه در دسترس داشته باشید .
امتحان کنید .
بعد از مدتها امشب تونستم چند تا عکس از صحنه و پشت صحنه بعضی از پروژههای قبلی را که مدتها قبل می خواستم در وبلاگ قرار دهم را در هاست جدید آپلود کنم که از این به بعد در وبلاگ قرار خواهم داد .
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/10/21ساعت
10 PM  توسط مهران رحمانی
|
عکسهای زیر را در جریان تصویر برداری مستند بایرام ( عید قربان ) در غروب بسیار زیبای یک روز برفی در منطقه جرگلان بجنورد بوسیله تلفن همراهم ثبت کردم که امیدوارم کیفیت نا مطلوبش را به بزرگواری خودتان ببخشید .
امیدوارم به زودی بتوانم دیگر تصاویر ثبت شده از مراسم این عید بزرگ را نیز در وبلاگ قرار دهم.


+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/10/21ساعت
2 PM  توسط مهران رحمانی
|
آقا امروز چه شیر تو شیری بود تو بلاگفا .
۵-۶ بار سعی کردم داخلش بشم و مطلب بگذارم ولی نشد که نشد . و جالب این که چند بار که پسوردم را وارد کردم وارد صفحات کاربری دیگران شدم که اتفاقا یکی از صفحات متعلق بود به دوست بزرگوارم عباس ناصری . که منم نامردی نکردم و تمام کامنتهایش را خوندم . (با عرض معذرت از عباس آقا ) خلاصه یک پست هم براش نوشتم و از همون جا هم چک کردم که درست بود تا امشب .
اومدم ببینم اوضاع وبلاگ چطوره که دیدم پستهائی رو که برای عباس و دیگران نوشتم در وبلاگ خودم نشسته و همینطور پیامهای دیگران هم برای من اومده . من که نفهمیدم چه خبره . اگه شما فهمیدید به منم بگید . در ضمن یه خواهش هم از تمامی دوستان دارم و این که یک بنده خدائی لطف کنه و یک سایت میزبان برای عکسهای من معرفی کنه که بد جوری تو کفم قبلا تو فلیکر عکسها رو میذاشتم که به لطف مخابرات اونو فیلتر کردن . اومدم تو یه سایت دیگه که اونم به لطف حواس پرت خودم پسوردش گم شد و دو روزه هر کار می کنم عضویت جدید قبول نمی کنه .
اگه کسی یک هاست مجانی مناسب سراغ داره بنده رو بی نصیب نذاره .
یک در دنیا صد در آخرت نصیبش بشه.
تا بعد ......
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/10/21ساعت
2 AM  توسط مهران رحمانی
|
مدتی است که پسورد فتو بلاگم در فلیکر و یک هاست دیگر را متاسفانه گم کرده ام و مانده ام با کلی عکس و مطلب که خیلی مایل بودم در وبلگ قرار دهم . نمونه اش عکسهائی که حامد از آ قا موسی و علی آقا در سینما قدس تهیه کرده بود که متاسفانه به همان دلیل ذکر شده میسر نگشت که در وبلاگ قرار دهم .
چندی پیش به اتفاق دوستان همکار به مناسبت عید سعید قربان به مدت سه روز برای تهیه فیلمی مستند از مراسمات این عید سفری کردیم به منطقه جرگلان بجنورد و باز هم میهمان تراکمن این بخش از استان عزیزمان بودیم . جای یکا یک شما خالی . سه روز به یاد ماندنی و بسیار پر کاری را در آنجا گذراندیم و ما حصل این کار ۶ ساعت راش از کلیه مراسم این عید بزرگ مسلمانان در بین مردم مهمان نواز و شریف ترکمن بود .
می خواستم گزارش تولید این فیلم را به همراه عکسهای بسیار جالبی که از پشت صحنه این کار تهیه کرده بودم را در وبلاگ قرار دهم که متاسفانه فعلا میسر نیست. انشا... به زودی این عکسها را به همراه توضیحاتی از مراسم عید قربان در جرگلان را در وبلاگ قرار خواهم داد .
فعلا با هجمه کاری که بر سرم ریخته چند پروژه نیمه تمام را پیش رو دارم که همین امر باعث گشته تا نتوانم به وبلاگ برسم که از این بابت عذر خواه همان چند نفر اندکی هستم که گه گداری لطف می کنند و به وبلاگ حقیر سر می زنند و با نظرات گرمشان بنده را مورد لطف قرار می دهند .
یا علی ....
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/10/19ساعت
11 PM  توسط مهران رحمانی
|
بعد از برگزاری نخستین جشنواره فیلم و عکس خراسان شمالی بنا بود نشریه ای ویژه این جشنواره توسط دوست و برادر عزیزم حامد ظریفیان تهیه شود که خوشبختانه با زحمت بسیار تهیه هم شد ولی متاسفانه بنا به دلایلی که من نمی دانم توسط اداره کل به چاپ نرسید . در این ویژه نامه که توسط حامد تهیه شده بود مطالب بسیار جالب و ارزشمندی جمع آوری شده بود که ای کاش سینما و هنر فیلمسازی به مانند دیگر شاخه های فرهنگی برای مسئولان زیربط آنقد اهمیت داشت که چاپ و نشرش به فراموشی و بایگانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان شمالی سپرده نمی شد .
الغرض بعد از مدتی که عدم چاپ این ویژه نامه توسط اداره کل قطعی شد . با حامد به این نتیجه رسیدیم که بعضی از مطالب این ویژه نامه را برای چاپ در روزنامه های محلی استان و همچنین ارائه در وبلاگهای خودمان گلچین کنیم .
با مذاکراتی که با برادر ارجمند سید احسان سیدی زاده سر دبیر محترم ویژه نامه خراسان شمالی صورت گرفت و با لطفی که همیشه و در همه حال از طرف ایشان به جامعه هنری این استان می شود برای اولین قدم بنا شد تا مصاحبه بسیار جالب و خاطره انگیزی را که حامد با کارکنان سینما قدس بجنورد انجام داده بود را برای چاپ در اختیار سید عزیز قرار دهیم .
چندی پیش متوجه شدم که سید بزرگوار این مطلب را در وبلاگ خودشان قرار داده . در این جا ضمن تشکر مجدد از احسان سیدی زاده عزیز توجه شما را جلب می کنم به متن مصاحبه حامد عزیز با دو تن از زحمت کشان تنها سینمای استان و شهرمان بجنورد .
می دانم و مطمئنم که خواندن این مصاحبه برای بسیاری از فیلم بازان و سینما رویان قدیمی بجنورد بسیار خاطره انگیز خواهد بود .
در پرانتز عرض می کنم به نظر شما سینما قدس بجنورد بدون موسی " قره " و علی آقا معنی و مفهومی می تواند داشته باشد
ظریفیان: قبل از هر حرفی میخواهم از تلاش بیدریغی که در طول برگزاری جشنواره فیلم کوتاه داشتید، تشکر کنم وخوشحالم که این گفتگوی دوستانه شکل گرفت... چهره شما را همه همشهریهایمان میشناسند، سالهای زیادی است که در سینمای شهرمان مهمان شما میشویم، این گفتگو بهانهای است تا میزبان فیلم دیدنهامان را بیشتر بشناسیم
o علی آقا: علیرضا آهن جان هستم متولد 1337 و مدت 33 سال است که در سینمای بجنورد خدمت میکنم... اول سینما سعدی بودم تا انقلاب و مصادره شدن سینماها ... بعد از بازگشایی سینماها و تعطیل شدن همیشگی سینما سعدی، به عنوان آپاراتچی به سینما قدس آمدم ... از مدت 33 سال کار در سینما، 15 سال من آپاراتچی بودهام. هم در سینما سعدی و هم در اینجا که تمام امور نمایش فیلم را با آقا موسی به عهده داریم ... زمانی بود که یک لامپ اگر قرار بود عوض شود- در آپارات- باید از مشهد میآمدند و کلی هزینه میشد ... من کار را، از مهندسینی که برای تعمیر دستگاه به اینجا میآمدند، دزدیم... نگاه کردم و یاد گرفتم... در سینما همه کاری کردهام ، گیشه ، سالن ، آپاراتچی ... فکر میکنم بالاخره این کاری است که ما برای شهرمان و مردم بجنورد انجام میدهیم و امیدوارم که همشهریهایم هم قدر این سینما، که هنوز به هر حال کار میکند را بدانند... ببینید ... این همه برنامهریزی برای تفریح و فرهنگ مردم میشود ... برنامههای ورزشی، هنری، تئاتر ... اداراتی مثل همین اداره ارشاد که متولی این امور هستند؛ مشغولند، خوب سینما هم قسمتی از این کار است؛ ما هم مشغول نمایش هستیم،.. نمایش ... این مسئله مهمی است... فکر نمیکنم، کسی یاد آنهایی که در سینماها، با عشق و علاقه و در شرایط سخت کار میکنند تا این نمایش همیشه پایدار باشد، بیفتد.
o آقا موسی: من هم 33 سال است که سابقه کار در سینما دارم، درست همزمان با علی آقا شروع کردم، اما از اول در همین سینما بودم... الان هم 50 سال سن دارم، مدیر نمایش فیلم هستم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/10/19ساعت
3 AM  توسط مهران رحمانی
|
با سلام مجدد....
محسن مخملباف رو که حتما یادتون هست ؟؟ یه زمانی در ایران کارگردانی بود واسه خودش و خیلی ها چپ و راست به سرش قسم می خوردند.
بالاخره هم جوری شد که عطای فیلمسازی در ایران رو به لقایش بخشید و رفت ... خلاصه امروز در سایتش دیدم که در باره فیلم جدیدش مطلب گذاشته بد ندیدم چند عکس از فیلم جدیدش رو تو وبلاگ بزارم . ما که مدتهاست از تماشای فیلمهایش محرومیم حد اقل عکساشو که میتونیم ببینیم .
راستی یکی از دوستان نمی دونم راست یا دروغ فیلم ماقبل آخرش رو دیده بود و خیلی ازش تعریف می کرد . نمی دونم اسم فیلم و بنویسم یا نه چون می ترسم وبلاگم فیلتر بشه ولی به قول ما بجنوردی ها " جهنم و ضرر " می نویسم این فیلترینگ مخابرات ایران اینقدر هم بی جنبه نیست که هر جا کلمات ممنوعه رو ببینه فیلترش کنه . اسم فیلم ماقبل جناب آقای مخملباف : سکس و فلسفه بود که می تونید عکسها و مطالب به اون فیلم و در سایت خود مخملباف ببینید .
و این هم چند عکس از فیلم جدید استاد محسن مخملباف به نام : فریاد مورچه ها




+ نوشته شده در شنبه
1385/10/02ساعت
10 PM  توسط مهران رحمانی
|
هميشه در برخورد با شيفتگان و هنرجويان عكاسي و تصوير برداري كه گه گداري سوالاتي را در زمينه هاي فوق و در مورد مسائل فني و تئوريك عكاسي از بنده مي كنند در حد توان و وسعم نكاتي را پيرامون نكته مورد بحث خدمتشان ارائه ميدهم و اگر از حد سواد و اطلاعاتم خارج بود مراجعي را به ايشان معرفي مي كنم .
من بعد در وبلاگ گردي ها و جستجو در اينترنت سعي خواهم كرد كه اگر به موردي بر خوردم كه قابل توجه بود و پاسخي بود بر سوالات خود و ديگر دوستان با ذكر منبع در وبلاگ قرار دهم شايد مورد استفاده دوستاران و علاقه مندان عكاسي و تصوير برداري نيز قرار گيرد .
***************
مقدمه ای بر معرفی مفاهيم فنی لنزها
نقل از سایت : akkasee.com
رضا مسعودی نژاد
با تشکر از دوست عزیز رضا مسعودی نژاد که لطف نموده و مقاله حاضر را در اختیار ما گذاردند. ایشان فارغ التحصیل فوق لیسانس معماری از دانشگاه تهران و فوق لیسانس ریخت شناسی شهری از دانشگاه لندن می باشند و هم اکنون در حال گذراندن تز دکتری در لندن هستند. عکاسی را به طور جدی از سال 1366 در انجمن سینمای جوانان دزفول آغاز کرده اند و موضوعات مورد علاقه ایشان معماری و طبیعت است. امیدوارم که این همکاری تداوم داشته باشد. .
بر روی هر لنز یک سری مشخصات برای معرفی لنز حک شده است. مهمترین آنها را به سادگی در رینگ جلوی هر لنزی خواهید یافت. این مشخصات شامل: نام شرکت سازنده، فاصله کانونی، بازترین دهانه دیافراگم و اندازه قطر رینگ لنز جلوی لنز است. اجازه بدهید از آخر به اول برگردیم. این آخری که همراه علامت Ø ( بخوانید فی) قطر رینگ جلوی لنز را به میلیمتر نشان میدهد، که مشخص کننده اندازه فیلترها( یا هر وسیلهای که به لنز شما الحاق میشود) میباشد.
"بازترین عدد دیافراگم" به شکلهای مختلف نوشته میشود، به طور مثال 1:1.4D یا f/1.4D. احتمالا بسیاری از شما از کتاب فیزیک دوم دبیرستان ( البته رشته ریاضی نظام قدیم) فرمول سادهای را به خاطر دارید که عدد دیافراگم با آن محاسبه میشد. عدد دیافراگم برابر است با فاصله کانونی تقسیم بر دهانه مفید لنز. به کمک این فرمول دو نکته را میتوانیم تشریح کنیم. اول آنکه، این فرمول نشان میدهد که عدد دیافراگم رابطه معکوس با دهانه مفید لنز( که با دیافراگم کنترل میشود) دارد. در نتیجه کوچکتر بودن این عدد، نشان دهنده دیافراگم بازتر است. پس هر چه " بازترین عدد دیافراگم" لنز کوچکترتر باشد نشان میدهد که لنز میتواند مقدار بیشتری نور را از خود در بازترین حالت لنز عبور دهد. در نتیجه عکاس میتواند با سرعت بالاتر فیلم یا سنسور را در معرض نور قرار دهد. به همین جهت هر چه این عدد کوچکتر باشد اصطلاحا میگویند لنز سریعتر است. نکته دوم آنکه، همانطور که در فرمول دیدیم این عدد به فاصله کانونی نیز وابسته است. بهمین جهت است که شما بروی لنزهای با فاصله کانونی متغییر (زوم) برای بازترین عدد دیافراگم دو عدد به جای یک عدد خواهید دید مثلاf/ 3.4-5.6 . این اعداد در واقع معادل عدد دیافراگم برای بازترین وضعیت دیافراگم در وایدترین و تلهترین حالت لنز است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه
1385/10/02ساعت
8 PM  توسط مهران رحمانی
|